▱❣ عاشق تنهــا ❣

آنقدر به مردم این زمانه بی اعتمادم که میترسم هرگاه از شادی به هوا بپرم زمین را از زیر پاییم بکشند…...

خستهـ شـدمـ...

خسته شدم ،

می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم...

خسته شدم ،

بس که از سرما لرزیدم ...

بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندد ...

خسته شدم ،

بس که تنها دویدم ...

اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن ...

می خواهم با تو گریه کنم ...

خسته شدم ،

بس که تنها گریه کردم ...

می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم ...

خسته شدم ،

بس که تنها ایستادم ...

+ نوشته شده در چهار شنبه 2 مهر 1393برچسب:خسته شدم ,ساعت 22:52 توسط alone | نظر بدهید

`°•.♥. آدمـ و حـوا .♥.•°´

حـوا کـهـ بغضــ کنـد ،

حتـی خـدا همـ اگـر سیبـــ بیـاورد ...

چیـزی بجـز آغوشــ آدمـ آرامشــ نمیکنـد !...

دیگــر کافیستـــــ !

عاشق ترین مــرد  آدمـ بـود کـهـ بهشتـــــ را به لبخنـد حـوا فروختـــــ !!

دوبــاره سیبــــ بچیــنـــ حــوا !

مـن خستـهــ امـ ، بگـذار از اینجـا همـ بیرونمـانـــ کننـد . . .

+ نوشته شده در یک شنبه 30 شهريور 1393برچسب:,ساعت 2:9 توسط alone | نظر بدهید

`°•.♥. آیـــنهـ .♥.•°´

در زنـــدگے بـهـ هیـچــ کـســ اعتــماد نکـنـــ...!!!

آینــهـ بــــا تمــام یـکـــــ رنگشـــ...

دستـــــ چپـــــ و راستـــــ را بــهـ تــواشتبــاـهـ نشـان مے دهــد...!!

 

+ نوشته شده در سه شنبه 3 تير 1393برچسب:▱❣ عاشق تنهــا ❣,ساعت 23:0 توسط alone | 19 نظر

تنـهـــــــــایی ...

کفش هایم کجاست ،

میخواهم بی خبر راهی سفر بشوم


مدتی بی بهار طی بکنم،دو سه پاییز در به در بشوم


یک نفر در غبار سرگردان،یک نفر مثل برگ در طوفان


میروم گم شوم برای خودم ،کم برای تو دردسر بشوم


داستانی شدم که پایانش ،مثل عصر جمعه دلگیر است


نیستم در حدود حوصله ها پس چه بهتر که مختصر بشوم


دورها قبر کوچکی دارم بی اتاق و حیات خلوت نیست


گاه گاهی سری بزن ،نگذار،با تو از این غریبه تر بشوم



+ نوشته شده در سه شنبه 20 خرداد 1393برچسب:▱❣ عاشق تنهــا ❣;تنهایی;,ساعت 16:11 توسط alone | 22 نظر

(¯`°•.♥. مـــ♥ـــادرمـ .♥.•°´¯)

به سلامتیه مادرایی که با حوصله راه رفتن رو یاده بچه هاشون دادن...!


ولی تو پیری بچه هاشون خجالت میکشن ویلچرشونو هل بدن!!!

 موهای یک زن خلق نشده برای پوشانده شدن...

یا برای باز شدن در باد...

یا جلب نظر...

یا برای به دنبال کشیدن نگاه

موهای یک زن خلق شده

برای عشـ♥ـقـش

که بنشیند شانه اش کند , ببافد و دیوانه شود...

عطر مو های یک زن فراموش شدنی نیست!

وقتي خدا مي خواست تـو را بسازد

چه حال خوشي داشت،

چه حوصله اي ! اين موها، اين چشم ها .... خودت مي فهمي؟ من همه اين ها را دوست دارم.

دوست دارم یه بار بشینم موهاتو شونه کنم

یه چند تارش بریزه .بگم اینارو میبینی ؟؟؟

بگی اره ..!!!

منم بگم با همه دنیا عوضش نمیکنم

دنیــــا فهمـید خیلی حــقیر است وقتی گفتم :

یک تارمــوی "تــــــــــ♥ـــــــو " را به او نمیدهم...

 

 

+ نوشته شده در دو شنبه 12 خرداد 1393برچسب:▱❣ عاشق تنهــا ❣,ساعت 19:31 توسط alone | 33 نظر

رفتــــ...

آهـــــــــ ــــــــــای آدما...!!!

جواب دوســـتت دارم

               "''""مـــــــــــــــــــرسی""""

          نیست!!!...

هیچ چیز بیشتر و بدتر از این ...

مغز استخوان آدمو نمی سوزونه که...

اطرافیانت بهت بگن:

اگه ...دوستت داشت نمیرفت...!!!

+ نوشته شده در شنبه 10 خرداد 1393برچسب:▱❣ عاشق تنهــا ❣,ساعت 13:44 توسط alone | 15 نظر

کلام اخـــــــــر....

این کلام حرف آخر من است : بدون تو هرگز!

این عشق تو سرپناه آخر من است ، و این دوست داشتنت ، تنها امید بودن من است…

 بدون تو حرفی برای گفتن نیست به جز یک کلام : آن هم کلام آخر : خدانگهدار زندگی!

 بدون تو جایی برای ماندن نیست و هیچ راهی برای زنده بودن نیست….

 چشم به راه تو میباشم در این جاده زندگی ، با پاهای خسته و دلی پر از امید!

 وقتی غروب می شود و تو نمی آیی دلم پر از خون می شود و چشمهایم پر از اشک…

 باز به انتظار طلوع و آمدنت مینشینم ، دلم میخواهد آن لحظه

 همچو خورشید در آسمان قلبم طلوع کنی ….

 ای وای از فردا… و وای از آن روزی که آسمان ابری و دلگرفته باشد ….

 آن زمان خورشیدی در آسمان نیست ، و باز باید به انتظارت نشست ….

 نشست و گریست با همان دل پر از خون ، با آن پاهای خسته و قلبی شکسته….

 این کلام حرف آخر من است : بدون تو هرگز!

 

+ نوشته شده در یک شنبه 28 ارديبهشت 1393برچسب:▱❣ عاشق تنهــا ❣,ساعت 22:51 توسط ♥اشکـــ♥ | 11 نظر

آن لحظــــه...

آن لحظه که دلتنگ یارم می شوم

خود به خود هوس باران را می کنم....

آن لحظه که اشک از چشمانم سرازیر می شود

هوس یک کوچه تنها را می کنم...

آن لحظه است که دلم می خواهد تنهایی در زیر باران بدون هیچ چتر و سر پناهی قدم بزنم...

قدم بزنم تا خیس خیس شوم ، خیس تر از قطره های باران…. خیس تر از آسمان و درختان

آن لحظه که خیس خیس می شوم ، دلم می خواهد باز زیر باران بمانم ،

دلم نمی خواهد باران قطع شود.

دلم می خواهد همچو آسمان که بغضش را خالی می کند ، خالی شوم ،

از دلتنگی ها ، از این شب پر از تنهایی

تنها صدای قطره های باران را می شنوم ، اشک می ریزم ، و آرزوی یارم را می کنم

دلم می خواهد آسمان با اشکهایش سیل به پا کند

لحظه ای که آرام آرام می شوم

و دیگر تنهایی را احساس نمی کنم ، چون باران در کنارم است.

باران مرا آرام می کند ،  مرا از غصه ها و دلتنگی ها رها می کند و به آرزوهایم نزدیک می کند

آن دم که باران می بارید ، بغض غریبی گلویم را گرفته بود ،

دلم می خواست همچو آسمان که صدای رعدش پنجره های خاموش را می لرزاند فریاد بزنم ،

فریاد بزنم تا یارم هر جای دنیاست صدای مرا بشنود.

صدای کسی که خسته و دلشکسته با چشمان خیس و دلی عاشق در زیر باران قدم می زند ،

تنهایی در کوچه های سرد و خالی…

 کجایی ای یار من ؟

 کجایی که جایت در کنارم خالی است.

 در این شب بارانی تو را می خواهم ،

 به خدا جایت خالی خالی است.

 کاش صدایت همچو صدای قطره های باران در گوشم زمزمه می شد

 تو بودی شبی عاشقانه را با هم داشتیم ،

 تو که نیستی منی که همان مرد تنها می باشم قصه ای غمگین را در این شب بارانی خواهم داشت.

 قصه مرد تنها در یک  شب بارانی ،

 شبی که احساس می کنم بیشتر از همیشه عاشقم.

 آری آن شب آموختم که باران بهترین سر پناه من برای رفع دلتنگی هایم است...

 

+ نوشته شده در یک شنبه 28 ارديبهشت 1393برچسب:▱❣ عاشق تنهــا ❣,ساعت 22:43 توسط ♥اشکـــ♥ | 4 نظر

ﯾﮑــــــــــــــ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺳﮑﻮﺗــــــــــــ !

ﯾﮑــــــــــــــ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺳﮑﻮﺗــــــــــــ !

ﺑﺨــﺎﻃــــﺮِ ﺗﻤــﺎﻡِ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯾــــﯽ ﮐــﻪ ﺩﺭ

ﺣـــﺪِ ﯾﮑـــــ ﻓﮑـــﺮ ﻣﺎﻧـــﺪﻧــﺪ!

ﺑﺨﺎﻃـــــﺮِ ﺷﺒـــــــ ﻫﺎﯾـــﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﻧـــﺪﻭﻩ ﺳﭙﺮﯼ ﻛـــﺮﺩﯾـــﻢ …

ﺑﺨﺎﻃـــﺮِ ﻗﻠﺒـــﯽ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﯼ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺸﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﻟِﻪ ﺷــــﺪ!

ﺑﻪ ﺧﺎﻃــــﺮِ ﭼﺸﻤﺎﻧـــﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ

ﻣﺎﻧﺪﻧــــﺪ!

ﯾﻜــــــــــــــ ﺩﻗﯿﻘــﻪ ﺳﻜﻮﺗــــــــــ !

 

ﺑﻪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡِ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺷـﺎﺩﯼ ﺧــﻮﺩ ﺭﺍ

ﺑﺎ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘــــــ ﮐﺮﺩﻧﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻧــﺪ!

ﺑﺨﺎﻃﺮِ ﺻﺪﺍﻗﺘـــــــ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯ ﻫــﺎ ﻭﺟﻮﺩﺵ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺘــــــ …

ﺑﺨﺎﻃـــﺮِ ﻣﺤﺒّﺘــــ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﻭﺍﻗﻊ ﮔﺮﺩﯾـــﺪ!

ﯾﻜــــــــــــــ ﺩﻗﯿﻘــﻪ ﺳﻜﻮﺗــــــــــ !

ﺑﻪ ﺧﺎﻃـــﺮِ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾــــﯽ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺘـــــــ ﮔﻔﺘﻪ ﻧﺸـــﺪ!

 

ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﺎﺩﯾــــــﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷــــﺪ !

+ نوشته شده در یک شنبه 24 فروردين 1393برچسب:▱❣ عاشق تنهــا ❣, ﺳﮑﻮﺗـــ !,,ساعت 22:31 توسط alone | 10 نظر

دلتنگی یعنی...

دلتنگی یعنی،

فاصله ای که با هیچ بهانه ای پر نمی شه

دلتنگی یعنی،

عکسایی که نگاه کردن به اونا،رویاهات رو خیس می کنه

دلتنگی یعنی،

بغضی که باهاش کلنجار میری تا یهو نشکنه

دلتنگی یعنی،

اس ام اس هایی که فرستاده نمی شه،نوشته هایی که ثبت موقت می شه

دلتنگی یعنی،

لحظه هایی که با خودت زمزمه می کنی

" حتا دیگه اومدنت،بهم کمک نمی کنه "

دلتنگی یعنی،

امروز ...

+ نوشته شده در جمعه 8 فروردين 1393برچسب:▱❣ عاشق تنهــا ❣,دلتنگی,,ساعت 1:54 توسط alone | 14 نظر

ســــــــــال نـــــــــــو مبــــــــــــارکــــ....

یا مقلب القلوب و الابصار

 

یا مدبرالیل و النهار

 

یا محول الحول و الاحوال

 

حول حالنا الی احسن الحال

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند...

 

یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند...

 

یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم،

 

که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد...

 

یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم،

 

چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باش...

دوستای گلم...

سال نو رو به همتون تبریک میگم ایشاله که سال خوبی داشته باشین.

دوست داشته باشید و زندگی کنید ، زمان همیشه از آن شما نیست . . .

و اینکه یادتون باشه:

سال 1393 با جمعه آغاز می شود و با جمعه پایان می پذیرد

کاش سال 93 سال ظهور آقا امام زمان (عج) باشد . . .

واسه فرج اقامون دعا کنین

  

    ....اَللّهمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج....

 

+ نوشته شده در شنبه 2 فروردين 1393برچسب:▱❣ عاشق تنهــا ❣,ســال نـــــو مبــــارکــــ,,ساعت 3:24 توسط alone | 2 نظر

بـغـض...

بـا مـن لـج نکـن بغــض نـفهم!
 
ایـن که خــودت را گوشـه ی گـلو قـایـم کنـی چـیزی را عـوض نمـی کنـد...
 
بـالاخـره یـا اشک میـشـوی در چـشـمـانـم یـا عُـقــده در دلـم...!

دیشـــب خـــدا آروم صـــدام كـــرد و گفــــت : خـــــوابے ؟
 
عشــــقت داره قــــربون یــــكے دیــــگـﮧ میــره... 
 
اونـــوقت تــــو راحت خوابیــــدے ؟؟؟!!! ..... لبخنــــدے زدم و گفتــــم :
 
خـــــــــدا جونم " .. این همون مخــــلوقے 
 
هست كـﮧ وقتــے آفریدیـــش به خودت آفـــــرین گفتے ..! ...

+ نوشته شده در جمعه 9 اسفند 1392برچسب:▱❣ عاشق تنهــا ❣,زندگی,ساعت 22:43 توسط alone | 8 نظر

زنـدگی...

زنـدگــی انـگــار 
تـمــام ِ صـبــرش را بـخـشـیـده اسـت بـه مــــن !! 
هـرچــه مــــن صـبــوری میکـنـم 
او بــا بـی صـبـری ِ تـمــام 
هـول میزنــد
بـــرای ضـربــه بـعــد .... !
کـمـی خـسـتــگـی در کــن ، لـعـنـتـــی ... 
خـیــالـت راحـت !!.... 
خـسـتـگــی ِ مــــــن 
بـه ایـن زودی هــا دَر نـمـی شـود ..
!

+ نوشته شده در پنج شنبه 1 اسفند 1392برچسب:▱❣ عاشق تنهــا ❣,همیشه بایدکسی باشد,ساعت 21:44 توسط alone | 3 نظر

همیشہ بـ ـاید کسـے باشد...

    همیشہ بـ ـاید کسـے باشد کـــہ

      مـعنے سہ نقطہ هاے انتهاے جملہ هایتـ را بفهمد...

   هَـمیشہ بـ ـآید کسـے باشد ،

      تا بغضـ هایتــ را قبلـ از لرزیدטּ چـآنہ اتـ بفهمد...

    بـ ـآید کسے باشد کــہ

       وقتے صدایتــ لرزید بفهمد...

   کـ ـ ـہ...

     اگر سکوتـــ کردے ، بفهمد...

   کسے بـآشد کـــہ...

     اگر بهــ ـانہ گیـر شدے بفهمد ...

    کسے بـآشد کـــہ...

     اگر سردرد را بهــ ـآنہ آوردے برای رفتـטּ و نبودטּ ،

    بفهمد بہ توجهشـ احتیـ ـآجـ دارے...

    بفهمد کـــہ درد دارے...

     کـــہ زندگے درد دارد...

    بفهمد کـــہ دلتـ برای چیزهـ ـآے کوچکشـ تنگـ شدهـ استـ...

    بفهمد کـــہ دلتــ براے

       قَدمـ زدטּ زیرِ بـــ ــآراטּ...

       بوسیدنشـ ،...

        براے یکـ آغوشـ گرمـ...

                    تنگـ شدهـ استـ...

      همیشـہ بــ ـاید کسے باشد...

                                                همیشـہ….


  

+ نوشته شده در چهار شنبه 23 بهمن 1392برچسب:▱❣ عاشق تنهــا ❣,تو بودی,ساعت 18:56 توسط alone | 5 نظر

تو بودی...

 تو بودی...

در تاریک و روشن جاده ای آمدی…

پاییزی بودی که بهار قلب ها شدی..

از دل برآمدی و بر دل نشستی …

چه شبنم وار می خواستنت…

وتو…وتو چه آسوده دورشان گشتی و پروانگی کردی و رفتی…

کاش در این تاریک و روشن روزگار..

پاییزی نبودی که فصل زیبای قلبش را سپید پوش کنی..

بی تو تابستان هم سرد بود …

و زمستان سردتر از همیشه ...

ای بهار قلب ها

می جویم و پیدایت خواهم کرد...

+ نوشته شده در یک شنبه 20 بهمن 1392برچسب:عاشقانه,تنهایی,ساعت 2:56 توسط alone | 1 نظر

فاصـ ـلـہ...

وقـ ـتـهایـی هـست کـ ــه...

کــسی را بـا تمـــامـ وجــ ــود میخواهــــی...

ولـــــ ـی نبــــایـد کنــ ـارش بـاشـــی ...

 

 فـ ـاصـلــه مـــی اُفــتــد

√ هـــمــیــشــه نــــه...

ولـــ ـی گـــاهـــی

مــیــان بـــودن و خـــواســتـن

فـ ـاصـلــه مـــی اُفــتــد...

 

+ نوشته شده در یک شنبه 20 بهمن 1392برچسب:▱❣ عاشق تنهــا ❣,عاشقانه,ساعت 2:4 توسط alone | 2 نظر

تنهایی...

آروم آروم به نبودنت عادت میکنم...

چون هیچوقت داشتنت رو تجربه نکردم....

دیگه به داشتن چشمهای پر از حسرتم عادت کردم ...

سهم منم همینه تنهایی

                            تنهایی

                                      تنهایی

انقدر این بغض گلومو سنگین کرده که حتی...

نمیتونم حرفامو اینجا بنویسم.

دیگه بی هوا خندیدن رو یاد گرفتم

دیگه تنهایی رو خیلی وقته یاد گرفتم .......

تو نگرانم نشو همه چیز را یاد گرفتم ...

یاد گرفتم چگونه با تو باشم بی انکه تو باشی ...

یاد گرفتم نفس بکشم...

بی تو...و بیاد تو

یاد گرفتم چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن...

و جای خالی ات را با خاطراتت پر کنم....

               

خوش به حال اونی که دستای تو رو میخواد بگیره...

یادت باشه هنوز تو قلبمی...

حسود نیستم ولی به شریک زندگیت حسودیم میشه...

                                      مواظب خودت باش خداحافظ...

+ نوشته شده در چهار شنبه 18 دی 1392برچسب:▱❣ عاشق تنهــا ❣,عادت نکرده ام,غروب,,ساعت 10:48 توسط alone | 14 نظر

عادت نکرده ام!!!...

امار گرفتن از تو کار هروزم است ....

عادت کرده ام به این کار ....

اما هنوز به شنیدن اسم او کنار اسمت ....

عادت نکرده ام!!!

+ نوشته شده در چهار شنبه 20 آذر 1392برچسب:عادت نکرده ام,عاشق تنها,غروب,ساعت 14:7 توسط alone | 20 نظر

غروب...

غروب هم زیباست ، در واقع نوعی طلوع است ، غروب را دوست دارم

چون تنها همدم من تنها می باشد .

غروب را دوست دارم چون میتوانم با او بی دغدغه درددل کنم ، به که چه زیبا گوش میدهد .

غروب را دوست دارم چون تنها شاهد و محرم اشکهایم در  فراق یارم میباشد و

 با انوار طلایی خود فقط صورتم را نوازش میکند .

غروب را دوست دارم چون که همرنگ چشمان غمدار خودم میباشد .

غـــروب را دوست دارم ، چـــون غـــروب است .

راستی غـــروب خیـــلی زیبــاست ، غــــروب با غــــم تنهــایی من خــویشـاونــدی

 نـزدیــک دارد.

غــروب و غـــربت هــر دو زاییده همند ، چرا کــه غـــروب در غـــربت زیباست ،

ای کــه در غربــت مـــرا عـــاشق طـــلوع کــردی نگذار طلوعت

در قلب من با غـــروب هم آغوش شود .

ای کـه در ایـن دیـار غـریب تنها مونـس و غمخـوار منی به حرفم گوش ده ،

حرفــی کـه از اعمـاق قلبـم برایـت مـی گـویم ،

 حـرفی کـه از نقطـه اوج سـادگـی دلـم بـرایت فـرستـاده میـشود ،

حـرفـی کـه بـا تمــام وجــودم بـرایـت هــدیـه میـشود ،

حرفـی کـه جـزء ایـن چنـد کلمـه نیـست:

                          ((  دوستـت دارم  ))

           بـرگـرد کـه بـه انتـظار تـوام.

 

+ نوشته شده در چهار شنبه 20 آذر 1392برچسب:غروب,عاشق تنها,حس قشنگ,ساعت 13:52 توسط alone | 5 نظر

آدمها از دور دوست داشتنی ترند...

 

مدتیست دلم شکسته از همان جای قبلی
کاش میشداخر اسمت نقطه گذاشت تا دیگر شروع نشوی
کاش میشد فریاد بزنم پایان
دلم خیلی گرفته است
اینجا نمیتوان به کسی نزدیک شد
آدمها از دور دوست داشتنی ترند...

+ نوشته شده در پنج شنبه 6 آذر 1392برچسب:,ساعت 14:15 توسط alone | 7 نظر

پشت کـــــــــــــــوه

پشت کـــــــــــــــوه
آری از پشت کوه آمده ام...
چه می دانستم این ور کوه باید برای ثروت، حرام خورد؟!
برای عشق خیانت کرد
برای خوب دیده شدن دیگری را بد نشان داد
برای به عرش رسیدن دیگری را به فرش کشاند
وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را می پرسم....
 می گویند: از پشت کوه آمده!
ترجیح می دهم به پشت کوه برگردم و
تنها دغدغه ام سالم برگرداندن
گوسفندان از دست گرگ ها باشد،
 تا اینکه این ور کوه باشم و گرگ!

+ نوشته شده در پنج شنبه 6 آذر 1392برچسب:,ساعت 14:15 توسط alone | 8 نظر

حس قشنگیه...


حس قشنگیه
یكی نگرانت باشه
یكی بترسه از اینكه یه روز از دستت بده
سعی كنه ناراحتت نكنه،
حس قشنگیه...
وقتی ازش جدا میشی اس ام اس بده
عزیز دلم رسید؟
قشنگه: یهو بغلت كنه،
یهو . . . تو ی جمع .. در گوشت بگه دوست دارم
بگه كه حواسم بهت هست
حس قشنگیه ازت حمایت كنه...
آره...
دوست داشتن همیشه زیباست...

+ نوشته شده در پنج شنبه 30 آبان 1392برچسب:,ساعت 18:35 توسط alone | 12 نظر

امــــــروز هم گذشت...

 


دیدی کــــه سخت نیست تنــــــها بدون مـــــــن!!!

دیدی صبح میشود شب ها بـــــــدون مـــــــن!!!

این نبــض زندگـــــــی بی وقفــه میـــــــزند..

فرقی نمی کند با مـــــن... بدون مـــــن..

دیــــــروز گــــــر چـــه سخت...

 امــــــروز هم گذشت....!!!!

+ نوشته شده در سه شنبه 29 آبان 1392برچسب:,ساعت 17:50 توسط alone | 4 نظر

جاده ی يک طرفه ...

 

از آدمها بگـــذر

دلت را گنده تر کن

ناراحت ايـن نبـــاش که چرا

جاده ی رفاقت

با تو هميشه يک طرفه ست

مهم نيست اگه هميشه يک طرفه ای

شاد باش که چيزی کم نذاشته ای

و بدهکار خودت،

رفاقتت

و خـــدايت نيستی

+ نوشته شده در سه شنبه 28 آبان 1392برچسب:,ساعت 20:46 توسط alone | 4 نظر

اشکـــ ...

 

اشک ها قطـره نیستنـد !

بلکه کلمـاتى هستنـد که مى افتنـد ....

فقط بخاطـر اینکه :

پیـدا نـمیکنند کسى را

که معنــى این کلمـات را بــفهمـد ... !!!

+ نوشته شده در دو شنبه 27 آبان 1392برچسب:,ساعت 17:39 توسط alone | 8 نظر

آری می خندم...

 

در تنهایی خود لحظه ها را برایت گریه کردم

در بی کسیم برای تو که همه کسم بودی گریه کردم

در حال خندیدن بودم که به یاد خنده های سرد وتلخت گریه کردم

در حین دویدن در کوچه های زندگی بودم که نا گاه به یاد لحظه هایی که بودی

واکنون نیستی ایستادم وآرام گریه کردم

ولی اکنون می خندم

آری می خندم

به تمام لحظه های بچگانه ای که به خاطرت اشک هایم را قربانی کردم

واقعاحيف كه ....

 

+ نوشته شده در یک شنبه 26 آبان 1392برچسب:,ساعت 20:35 توسط alone | 3 نظر

نمـے دانـے…!


نــه نمـے دانــے…!

هیچــکس نمــے دانــَـد…!

پشت ِ ایــ ن چهــره ے آرامـ در دلـَـــ م چه میگــذرد…!

نمـے دانـے…!

کســے نمـے داند…..!

ایــ ن آرامش ِ ظاهــــــر و این دل ِ نـــــــا آرام…!

چقــدر خسته امـ میکنــد…!

+ نوشته شده در پنج شنبه 23 آبان 1392برچسب:,ساعت 19:11 توسط alone | 6 نظر

الــو خـدا جونم...


ﺍﻟـــــــﻮ ﺧــــــــﺪﺍ ﺟــــــــــﻮﻧﻢ ...


ﻣﮕﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﻭ ﻧﯿﺎﻓﺮﯾﺪﯼ ﺗﺎ ﺑﻨﺪﻩ ﻫﺎﺗﻮ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﮐﻨﯽ ؟


ﻧﯿﮕﺎ ﮐﻦ ﺧﯿﻠﯿﺎ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﺍﺭﻥ ﺗﻘﻠﺐ ﻣﯿﮑﻨﻦ .


ﺑﻌﻀﯿﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﺩﻝ میشکو ﻧﻦ .


ﺑﻌﻀﯿﺎ ﺑﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺎ ﻣﯿﺨﻨﺪﻥ !...


ﯾﻪ ﻋﺪﻩ ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯿﮕﻦ .


ﺑﻌﻀﯿﺎ ﺧﻮﺍﺏ بقیه رﻭ ﻣﯿﮕﯿﺮﻥ ﻭﻟﯽ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﺭﺍﺣﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﻦ .


ﺑﻌﻀﯿﺎ ﺑﺎ ﺣﺮﻓﺎﺷﻮﻥ ﺍﺷﮏ آﺩﻣﺎﺭﻭ ﺩﺭﻣﯿﺎﺭﻥ .


ﺧﺪﺍ ﭼﺮﺍ ﻫﯿﭽﯽ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻧﻤﯿﮕﯽ ؟


ﺩﺍﺭﯼ ﺻﺪﺍﻣﻮ ﺧﺪﺍ ﺟﻮﻥ ؟؟

+ نوشته شده در چهار شنبه 22 آبان 1392برچسب:,ساعت 10:59 توسط alone | 4 نظر

دلتنگــے ....

دلتنگی یعنی،
فاصله ای که با هیچ بهانه ای پر نمی شه


دلتنگی یعنی،
عکسایی که نگاه کردن به اونا،

رویاهات رو خیس می کنه


دلتنگی یعنی،
بغضی که باهاش کلنجار میری تا یهو نشکنه

 

دلتنگی یعنی،
اس ام اس هایی که فرستاده نمی شه،

نوشته هایی که ثبت موقت می شه


دلتنگی یعنی،
لحظه هایی که با خودت زمزمه می کنی

" حتا دیگه اومدنت،بهم کمک نمی کنه "


دلتنگی یعنی،

             امروز ...

+ نوشته شده در سه شنبه 21 آبان 1392برچسب:,ساعت 23:34 توسط alone | 2 نظر

روز های بی خاطره...

رفتی و خاطره های تو نشسته تو خیالم ،

بی تو من اسیر دست آرزو های محالم

یاد من نبودی اما من بیاد تو شکستم،

غیر تو که دوری از من دل به هیچ کسی نبستم

 هم ترانه یاد من باش بی بهانه یاد من باش

وقت بیداری مهتاب عاشقانه یاد من باش

اگه باشی با نگاهت میشه از حادثه رد شد،

میشه تو آتیش عشقت گر گرفتن بلد شد

اگه دوری اگه نیستی نفس فریاد من باش

تا ابد تا ته دنیا تا همیشه یاد من باش

+ نوشته شده در دو شنبه 20 آبان 1392برچسب:,ساعت 23:40 توسط alone | 1 نظر